ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ آذر ،۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

متنبی و احمد شوقی دو شاعر پرآوازه قدیم و جدیدند که عنوان امیرالشعرایی، آن را با یکدیگر قرین ساخته و هماره ژرف‏نگران نقاد را مفتونانه یا منفورانه به این تلاقی مشغول داشته است. این دو شاعر در هر وادی از ادب که گام نهاده‏اند همانند یک روح در دو پیکره عمل کرده‏اند، با این تفاوت که سرشاخه‏های درخت تنومند اندیشه متنبی، روی به زمین و میل به خودنمایی بر فراز تپه‏های «صلصال من حماء مسنون» را دارند اما شاخساران برافراشته حکمت احمد شوقی، روی به آسمان و آرزومند طیران با روح الهی‏اند.

این تحقیق بر آن بوده است که به نقل و تحلیل مقایسه‏ای اشعار حکمی این دو بزرگ‏حکیم بپردازد، تا از این رهیافت، علاوه بر تبیین دیدگاه‏های هردو؛ این نتیجه به دست آید که اندیشه احمد شوقی تا چه میزان متأثر از افکار و اندیشه‏های متنبی بوده است.

سپاس و ستایش مر خدای را که نوع بشر را از دو نشئه بیافرید؛ نشئه‏ای از روح قدسی ملکوتی که نمادی از بی‏نهایت شکوه و جمال و جلال است!! و نشئه دگر از لجن بدبوی متعفن که نشانی از بی‏نهایت زشتی و پستی است!!

حمدو ثناء خاص حکیم خدایی است که در میانه این دو بی‏نهایت راه، از سر حکمت و رحمت، شاه‏چراغ خود را فراپیش آدمی بنهاد تا ره ز چه باز شناسد و عقال عقل را بر توسن گریزپای خشم و شهوت زده(امیال زمینی) را سر به طاعت (اراده سماوی) درآورد و حکیمانه در راه وصول به سر منشأ همه خردها و خوبی‏ها، پای به ره نهد.

هر از گاهی که بستری مناسب برای به بارنشستن نهان استعدادهای آدمی مهیا شود؛ به نکو جلوه‏ای، شکوفه‏های عاطفه و خیال و خرد به بار نشسته و شعف و شعور و شهود بنی‏آدم شادخواره را بر سر سفره وهم و دل و عقل نشاند و طعم جاودانه خویش را بر مذاق آنان می‏چشاند.

از این رهیافت، متنبی و احمد شوقی هر یک بزرگ نمادی ازجلوه‏نمایی استعدادهای به بار نشسته زمینه و زمانه خویشتند. بارز قرابت این دو ابر ادیب، در این است که در هر وادی از ادب که گام نهاده‏اند، بر گستره آن نکونهالی از حکمت بنشانده‏اند و پاک آب زلال خرد را به بن شکوفه‏های عاطفه و خیال روانه ساخته‏اند، آبی که سراچشمه‏اش یافته‏های زمینی شاعر، یا آموخته‏هایی از گزاره‏ها و آموزه‏های سماوی است.

مقاله حاضر تحت‏عنوان «کنکاشی در اندیشه متنبی و احمد شوقی پیرامون حیات» این شاعران حکیمی است که هر یک در عصر خویش پیشوای شعر عربند و محمل نزاع ناقدان ادبند.

بشر هماره از منظرهای مختلفی بر حیات نظر افکنده و این اختلاف منظرها با خود، همیشه اختلاف‏نظرهایی در پی داشته است. برخی از منظری حیوانی به تماشای هستی نشسته و هرچه می‏بینند مادیتی است که کانون تزاحم و تنازع است و برخی دیگر از منظری انسانی بر گستره هستی می‏نگرند به نحوی که، ریگستان‏های مادیت را در کنار قله‏های رفیع معنویت با هم می‏بینند. یکی منبع الهام او در شناخت هستی، تجربیات شخصی اوست و دیگری، یافته‏هایی از گزاره‏ها و آموزه‏های وحیانی است.

متنبی و احمد شوقی، هر یک از منظری متفاوت به

 

 حیات‏نظر افکنده‏اند متنبی بر روی تپه‏های پهن دشت مادیت به ملک هستی می‏نگرد و احمد شوقی در بلندای ربذه، نگاه خویش را از ملک خاکی می‏گذراند و به ا فق‏های آبی ملکوت می‏افکند

 

 

 

 

احمدبن حسین بن حسن بن عبدالصمد الجعفی الکندی الکوفی المعروف بالمتنبی . شاعر مشهور. مولد او در محلت کنده کوفه به سال 303 ه' . ق. بود و ابن خلکان گوید: نام و نسب او را احمدبن حسین بن مرةبن عبدالجبار نیز گفته اند وی علوم ادبیه را بموطن خویش بیاموخت و در 312 ه' . ق. که قرامطه بر کوفه دست یافتند متنبی با کسان خویش بسماوه گریخت و دو سال در آنجا بسر برد و در سال 315 ه' . ق. بکوفه بازگشت و در اواخر سال 316 ه' . ق. از کوفه به بغداد شد پس از آن به شام سفر کرد و اقطار این ناحیت در مدت دو سال بپای سیاحت بپیمود و بفنون ادب اشتغال ورزید و در همه آن فنون مهارت یافت و بازابن خلکان گوید: وی در نقل لغت از مکثرین و بر غریب وحوشی آن مطلع و در مقابل هر سوال بنظم یا نثری از کلام عرب استشهاد می جست . و گویند شیخ ابوعلی فارسی صاحب ایضاح و تکمله ، روزی از او پرسید چند جمع بر وزن فعلی آمده است متنبی بی تاملی گفت : حِجُلی و ظربی . شیخ ابوعلی گوید: سه شب کتب لغت را تصفح کردم تا سومی از این جمع یابم نیافتم واین سخن مانند ابوعلی مردی ، در علو مقام او بسنده است . و وجه تلقیب او به متنبی آن است که وی در بادیه سماوه دعوی نبوت کرد و خلقی بسیار از بنی کلب و جز آنان بوی گرویدند و لولو امیر حمص نائب اخشید در حدود سال 322 ه' . ق. او را بگرفت و در حمص محبوس ساخت و سپس وی را توبه داد و رها کرد و بعضی علت این تلقیب را جز این گفته اند و ابن خلکان گوید قول اول اصح است و در 328 ه' . ق. در دمشق بخدمت بدر امیر آنجا پیوست و پس از یکسال و نیم از وی کناره کرد و در سال 337 ه' . ق. بنزد امیر سیف الدوله حمدان شد و مدت 9 سال در خدمت حمدانیان بسر برد و در سال 346 ه' . ق. به مصر رفت و کافور اخشیدی و انوجوربن الاخشید را مدیح گفت و چون صلتی که چشم داشت بوی نرسید قصیده ای در هجو کافور بساخت و در شب عید گوسفند کشان سال 350 ه' . ق. از مصر بگریخت و کافور از هر سوی کسان بدستگیری وی فرستاد لکن بدو دست نیافتند گویند علت رنجیدن متنبی از کافور این بود که کافور او را وعده ولایت بعض اعمال خود داده بود و آنگاه که کبر و سترگی و خودپسندی وی بدانست بترسید و از انجاز وعد باز ایستاد و چون از کافور علت پرسیدند گفت آنکس که پس از محمد صلی اللّه علیه دعوی نبوت کند از دعوی ملک در برابر کافور نیندیشد و گویند آنگاه که او نزد حمدانیان بود هر شب سیف الدوله را مجلسی بود که علما بر وی گرد می آمدند ودر حضور وی بمباحثات میپرداختند شبی میان متنبی و ابن خالویه نحوی مباحثه به مجادله کشید و ابن خالویه با کلیدی که در دست داشت بر روی متنبی زد و خون بر روی او بدوید و بر جامه وی روان شد و متنبی برآشفت ودر حال عازم مصر گشت و آنگاه که از مصر بگریخت به عراق رفت و چندی در کوفه ببود و در سال 354 ه' . ق. از راه اهواز به ارجان (بهبهان ) و شیراز رفت و عضدالدوله دیلمی و ابن عمید را بقصائد غرا مدح گفت و عضدالدوله او را جایزتی جزیل داد چنانکه در قصیده ای خطاب به او میان القاب و نام و کنیت او جمع کرده و گوید:
اباشجاع بفارس عضدال'
دولة فناخسرو شهنشاها
اسامیا لم تزده معرفة وانما لذة ذکرناها.
یعنی این القاب و کنیت را برای تعریف ممدوح نیاوردم بلکه از تکرار آن مزه می یابم و لذت می برم .
و آنگاه که از شیراز بازمی گشت در نزدیک دیر عاقول به هشتم شعبان و بقولی در ماه رمضان فاتک بن ابی جهل اسدی با کسان خویش بر او و یاران او تاخت و جنگ میان آنان درپیوست و متنبی و پسرش محمّد در نزدیکی نعمانیه بموضعی که آنرا صافیه خوانند کشته شد و ابن رشیق در کتاب العمده آورده است : آنگاه که آثار غلبه فاتک پیدا آمد متنبی آهنگ فرار کرد مفلح غلام او بوی گفت آیا مردمان بگوینده این بیت چگونه بینند:
فالخیل واللیل و البیداء تعرفنی
والضرب والطعن والقرطاس والقلم .
و متنبّی بازگشت و کشته شد بعضی قتل وی را به روز چهارشنبه شش روز به آخر رمضان مانده 354 ه' . ق. گفته اند و نیز اقوال دیگر در روز وفات او هست و باز ابن خلکان گوید: نسبت او به محلت کوفه موسوم به کنده است نه به قبیله کنده و پدر وی بکوفه سقائی میکرد و با فرزندخویش به شام شد و متنبی بدانجا تربیت یافت و بعض شعرا در هجاء او با اشاره بشغل پدر وی ، گفته اند:
ای فضل لشاعر یطلب الفض'
_ل من الناس بکرة و عشیا
عاش حینا یبیع فی الکوفة الما -
ء و حینا یبیعماء المحیا.
و ابوالقاسم مظفربن علی طبسی پس از قتل متنبی وی را رثا گفت :
لارعی اللّه سرب هذا الزمان
اذ دهانا فی مثل ذاک اللسان
مارای الناس ثانی المتنبی
ای ثان ٍ یری لبکر الزمان ....
و ابن خلکان گوید شعر او در نهایت حد است ،بعضی او را بر ابی تمام و شعرای پس از وی فضیلت نهندو برخی ابا تمام را افضل دانند و ابوالعباس احمدبن محمد نامی شاعر گوید: زاویه ای از شعر خالی بود و متنبّی در آن درآمد و باز میگفت در دو معنی که متنبی گفته است آرزو میکردم که من بر او پیشی گرفته باشم یکی از آن دو این است :
رمانی الدهر بالارزاء حتی
فوادی فی غشاء من نبال ِ
فصرت اذا اصابتنی سهام
تکسرت النصال علی النصال .
و دیگری :
فی جحفل سترالعیون غُبارُه
فکانما یبصرن بالاذان .
و علمای بزرگ بشرح دیوان او پرداخته اندو ابن خلکان گوید: یکی از مشایخ که من از او دانش فراگرفته ام مرا گفت که بر دیوان متنبی چهل شرح مطول ومختصر هست و نسبت بهیچ دیوان این عنایت نشده است و او شاعری نیک بخت بود و از شعر خود بسعادتی تمام رسیدو از جمله شراح دیوان او ابن جنی و ابن سیده و ابوالعلاء و واحدی و عکبری باشند.
 
 
 
 
  اشتباه تایپی
hplnfk psdk fk psk fk ufnhgwln hg utd hg knd hg td hgluv t fhgljkfd ahuv lai v l gn h nv lpgj kni ti fi shg 303 i' r f n hfk og hk dn khl ksf h vh hplnfk psdk fk lvfk ufnhg fhv kdc tji hkn d ug l hnfdi vh fl xk o da fdhl oj nv 312 i' r i rvhlxi fv ti nsj dhtjkn ljkfd fh shk o da fslh i vdoj n shg nv Hk h fsv fvn nv shg 315 i' r f ti fhc aj nv h hov shg 316 i' r hc ti fi fynhn an s hc Hk fi ahl stv vn hrxhv hdk khpdj nv lnj n shg f hd sdhpj f dl n ftk k hnf hajyhg vcdn nv ili Hk tk k lihvj dhtj fhchfk og hk dn d nv krg gyj hc l evdk fv yvdf p ad Hk lxgu nv lrhfg iv s hg fkzl dh kevd hc ghl uvf hsjaihn ld sj dkn ado hf ugd thvsd whpf hdqhp j lgi v cd hc h vsdn kn lu fv ck tugd Hlni hsj ljkfd fd jhlgd tj p gd zvfd link800 ado hf ugd dn si af jf gyj vh jwtp vnl jh s ld hc hdk lu dhfl kdhtjl hdk sok lhkkn hf ugd lvnd nv ug lrhl h fskni hsj i jgrdf h fi ljkfd Hk hsj i d nv fhndi slh i nu d kf j vn ogrd fsdhv hc fkd gf c Hkhk f d v dnkn g g hldv plw khmf hoadn nv pn n shg 322 i' r h vh f vtj nv plw lpf s shoj s s d vh j fi nhn vih vn fuqd ugj hdk jgrdf vh c hdk tji hkn hfk og hk dn r g h g hwp hsj nv 328 i' r nv nlar fonlj fnv hldv Hk h d sj s hc d shg kdl hc d khvi vn nv shg 337 i' r fkcn hldv sdt hgn gi plnhk an lnj 9 shg nv onlj plnhkdhk fsv fvn nv shg 346 i' r fi lwv vtj ht v hoadnd hk vfk hghoadn vh lndp tj k wgjd i al nhaj f d kvsdn rwdni hd nv i ht v fshoj nv af udn stkn ahk shg 350 i' r hc lwv f vdoj ht v hc iv s d shk fnsj dvd d tvsjhn g k fn nsj kdhtjkn dkn ugj vk dnk ljkfd hc ht v hdk f n i ht v h vh uni ghdj fuq hulhg o n nhni f n Hk hi i fv sjv d o n sknd d fnhksj fjvsdn hc hk hc un fhc hdsjhn k hc ht v ugj vsdnkn tj Hk s i s hc lpln wgd hggi ugdi nu d kf j kn hc nu d lg nv fvhfv ht v kdkndan dkn Hk hi i h kcn plnhkdhk f n iv af sdt hgn gi vh l gsd f n i uglh fv d vn ld Hlnkn nv pq v d flfhpehj ld vnhojkn afd ldhk ljkfd hfk ohg di kp d lfhpei fi l hngi adn hfk ohg di fh gdnd i nv nsj nhaj fv v d ljkfd cn o k fv v d h fn dn fv hli d v hk an ljkfd fvHatj nv phg uhcl lwv aj Hk hi i hc lwv f vdoj fi uvhr vtj knd nv ti ff n nv shg 354 i' r hc vhi hi hc fi hv hk fifihk advhc vtj uqnhgn gi ndgld hfk uldn vh frwhmn yvh lnp tj uqnhgn gi h vh hdcjd cdg nhn khk i nv rwdni hd oxhf fi h ldhk hgrhf khl kdj h lu vni dnhfha hu fthvs uqnhg'n g tkhosv aikahihhshldh gl jcni luvt hklh gb b vkhihdukd hdk hgrhf kdj vh fvhd juvdt lln p kdh vnl fg i hc j vhv Hk lci ld dhfl gbj ld fvl Hk hi i hc advhc fhcld aj nv kcnd ndv uhr g fi iajl aufhk fr gd nv lhi vlqhk thj fk hfd ig hsnd fh shk o da fv h dhvhk h jhoj k ldhk Hkhk nv d sj ljkfd sva lpln nv kcnd d kulhkdi fl qud i Hkvh whtdi o hkkn aji an hfk vadr nv jhf hgulni H vni hsj Hk hi i Hehv ygfi thj dnh Hln ljkfd Hik tvhv vn ltgp yghl h f d tj Hdh lvnlhk f dkni hdk fdj ki fdkknthgodg hggdg hgfdnh juvtkd hgqvf hgxuk hgrvxhs hgrgl ljkfd fhc aj aji an fuqd rjg d vh fi v c ihvakfi aa v c fi Hov vlqhk lhkni 354 i' r tji hkn kdc hr hg nd v nv v c thj h isj fhc hfk og hk dn ksfj h fi lpgj ti l s l fi kni hsj ki fi rfdgi kni nv d f ti srhmd ld vn fh tvckno da fi ahl an ljkfd fnhk h jvfdj dhtj fuq auvh nv i h h fh hahvi fayg nv d tji hknhd tqg gahuv dxgf hgtq'g lk hgkhs f v uadhuha pdkh dfdu td hg t hglh pdkh dfdulh hglpdh hf hgrhsl lztvfk ugd xfsd s hc rjg ljkfd d vh veh tj ghvud hggi svf ibh hgclhk hb nihkh td leg bh hggshk lhvhd hgkhs ehkd hgljkfd hd ehk dvd gf v hgclhk hfk og hk dn auv h nv kihdj pn hsj fuqd h vh fv hfd jlhl auvhd s hc d tqdgj kikn fvod hfh jlhl vh htqg nhkkn hf hgufhs hplnfk lpln khld ahuv dn ch di hd hc auv ohgd f n ljkfd nv Hk nvHln fhc ld tj nv n lukd i ljkfd tji hsj Hvc ld vnl i lk fv h dad vtji fhal d d hc Hk n hdk hsj vlhkd hgniv fhghvch pjd t hnd td yah lk kfhg twvj hbh hwhfjkd sihl j svj hgkwhg ugd hgkwhg link801 nd vd td ptg sjvhgud k yfhvi t hklh dfwvk fhghbhk uglhd fcv favp nd hk h vnhoji hkn hfk og hk dn d d hc lahdo i lk hc h nhka tvh vtji hl lvh tj i fv nd hk ljkfd ig avp lx g lojwv isj ksfj fid nd hk hdk ukhdj kani hsj h ahuvd kd foj f n hc auv o n fsuhnjd jlhl vsdn hc lgi avhp nd hk h hfk kd hfk sdni hf hgugh hpnd u fvd fhakn

 

 

 


همه7
ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ آذر ،۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

 

 


همه6
ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ آذر ،۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

[8190386-md.jpg]

قشنگترین عکس از جومونگ در اندازهای فوقالعاده ، Jumong in th book of the three han ، جدیدترین عکس جومانگ ، جومانگ و بقیه خانواده سلطنتی در یک عکس با حال در اندازه بزرگ ، جومانگ و بقیه ، Jumong & others ، جومونگ دوست داشتنی در عکس زیبا ،

 

 

 


همه5
ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ آذر ،۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

ای امید کاروان ای چراغ راه من

 

از فراز نیزه ها لب گشا  ای ماه من

 

تو به روی نیزه ها من کنار محملت

 

یا اخی قران بخوان بر تسلای دلم

 

ای برادر یا حسین ای برادر یا حسین

 

 

ای بهشت فاطمه قرص روی ماه تو

 

پا به پای قافله آمدم همراه تو

 

از روی نی کن نگاه بر سکینه دخترت

 

گشته نیلی صورت این گل نیلوفرت

 

ای برادر یا حسین ای برادر یا حسین

 

پیش چشم کودکان می خورد بر هم لبت

 

صوت قرآن تو دل می برد از زینبت

 

در قفای قافله هر کجا با کودکان

 

 تا چهل منزل سرت بوده  با راز های باد

 

 

 

سرگشته ی کوی تو ام یا حسین مولا  دیونه ی کوی توام یا حسین مولا

 

ای کربلای یان ماه محرم است  ذکر فرشته ها گلبانگ ماتم است

 

ای یادگار زهرای اطهر حسین جان ای  باغبان گل های پرپرحسین جانم

ای امید کاروان ای چراغ راه من

 

از فراز نیزه ها لب گشا  ای ماه من

 

تو به روی نیزه ها من کنار محملت

 

یا اخی قران بخوان بر تسلای دلم

 

ای برادر یا حسین ای برادر یا حسین

 

 

ای بهشت فاطمه قرص روی ماه تو

 

پا به پای قافله آمدم همراه تو

 

از روی نی کن نگاه بر سکینه دخترت

 

گشته نیلی صورت این گل نیلوفرت

 

ای برادر یا حسین ای برادر یا حسین

 

پیش چشم کودکان می خورد بر هم لبت

 

صوت قرآن تو دل می برد از زینبت

 

در قفای قافله هر کجا با کودکان

 

 تا چهل منزل سرت بوده  با راز های باد

 

 

 

سرگشته ی کوی تو ام یا حسین مولا  دیونه ی کوی توام یا حسین مولا

 

ای کربلای یان ماه محرم است  ذکر فرشته ها گلبانگ ماتم است

 

ای یادگار زهرای اطهر حسین جان ای  باغبان گل های پرپرحسین جانم


 
ساعت ٤:٠٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ آذر ،۱۳۸۸   کلمات کلیدی:
برخی عکس ها هستند که از خود رویداد نیز ماندگارتر هستند و آنچنان تأثیری بر انسان می گذارند که تا ساعتها شاید نتوانیم آنرا از حافظه خود پاک کنیم. در زیر بخشی از این عکسها را باهم مرور می کنیم که گذر عمر هیچگاه آنرا برایمان تکراری نخواهد کرد
عکس بالا که عکاس آن نامشخص است بهترین نمونه برای نشان دادن نمونه رفتار نازیها با اسیران جنگی در جنگ جهانی دوم است. در عکس، یک مرد یهودی در حالی که منتظر زنده به گور ماندن خود است گلوله ای از پشت در مغزش خالی می شود

عکس فوق که برنده جایزه پولیتزر سال 2007 شده است توسط اودد بالیلیتی گرفته شده است. در این عکس یک زن یهودی بهترین نشانه مقاومت مقابل پلیس اسرائیل را به نمایش می گذارد!

تاریخ: 11 ژوئن 1963، در ویتنام یک راهب که بر علیه حکومت کاتولیک عصیان کرده است با سوزاندن جسم خود اعتراضش را در شلوغترین ساعت روز در وسط خیابان نشان می دهد. می سوزد چون بیش از این از دستش بر نمی آید.

عکس فوق از تأثیر برانگیزترین عکسهای دنیاست: روزگاری که در آمریکا تبعیض نژادی و طبقاتی وجود داشت و سیاهان و سرخها از یک شیر آب و سفیدپوستها از شیر آب دیگری استفاده می کردند

عکس بالا: پایان جنگ جهانی دوم؛ یک سرباز ارتش سرخ در حال برافراشتن پرچم شوروی بر فراز بام رایشتاگ در آلمان، تاریخ: می 1945، پایان افسانه آلمان، پایان وحشت، مرگ، نابودی

عکس فوق هم مربوط به ناآرامی های کوزوو است، یک کودک کوزوویایی در حالی که تسلیم به نزدیکانش در آلبانی می شود، به چهره کودک نگاه کنید.

عکس بالا نمایی از یک بازداشتی عراقی را نشان می دهد. در حالی که کیسه ای سیاه به سر پدر کشیده شده است، شاید تنها تسلی پدر نیز حضور فرزندش در آغوش باشد. عکاس: جان مارک بوجو، برنده بهترین عکس خبری سال 2003

عکس فوق هم به عنوان سمبلی از کشتار اسرائیل شناخته شده است و برای ما عکس نام آشنایی ست. جمال الدوری در حالی که زیر رگبار گلوله های اسرائیلی ها باقی مانده است سعید دارد فرزندش را از گلوله خوردن محافظت کند. در حالی که التماس می کند شلیک نکنند. محمد الدوری لحظاتی بعد در آغوش پدر بر اثر گلوله اسرائیلی ها شهید می شود!

عکس بالا: میدان "تیان آن من" پکن، یک مرد چینی که به نظام کمونیست حاکم اعتراض می کند یک تنه و با شجاعت در برابر تانکهای چینی می ایستد و آنها را مجبور به توقف می کند، حتی اگر برای لحظه ای کوتاه باشد!
عکس بالا نیز از عکسهای فراموش نشدنی تاریخ خواهد بود. زمان: 11 سپتامبر 2001، مکان برج تجارت جهانی در نیویورک، و مردی که از فرط ناچاری خود را از بالای بلندا به پائین پرت می کند...

همه4
ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ آذر ،۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

گذری بر زندگی نامه شهید علی اکبرشیرودی
بعد از شهدا چه کرده ایم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

::ادامـه مـطـلـب::

اینقدر به من گـــل شـــقایق ندهیـــد

 

                                  با چشمــک و نـــازتان مـرا دق ندهید

مال خودتان دوباره با وصله ی عشق

                                   با بوسه به من تهمــــت عـاشق ندهید

 

                                        ( مهران داودی / خط فاصله یک عمر به من وعده بی جا دادی

 

                                                 در کلبه ی قلب تو به من جا دادی

حالا که من عاشقت  شدم  برگشتی ؟

                                                 نامــــرد چرا از اولـــش پـــا دادی

 

                                                یک عمر به من وعده بی جا دادی

 

                                                 در کلبه ی قلب تو به من جا دادی

حالا که من عاشقت  شدم  برگشتی ؟

                                                 نامــــرد چرا از اولـــش پـــا دادی

 

                                                           ( مهران داودی / خط فاصله )

           ( مهران داودی / خط فاصله )

من در حصار عشق تو تسخیر می شوم

                                           با اشک های پاک تو تعبیر می شــــوم

در پشت جاده های لگد خورده زیر پا

                                           با دست های سرد تو زنجیر می شــوم

در زیر ســـــایه های پـــــر از رنج و خاطره

                                              از عشق های کهنه دِگر سیر می شوم

همــــراه چــــــادری از انـــــتهای هـیـــــچ

                                         با نـــاله هــای یـخ زده تـــکثیر مـی شوم

در شهر شیشه های ترک خورده از غرور

                                           با ناز های چشــم تو تـــحقیر مــی شوم

یک عــــالمه به بغــل بغض و کینــه بـــود

                                         شاید به رسم خــاطره ها پیر می شـــوم

در لا به لای چشم تو از سایه هــای نور

                                         با واژه های گـــم شــــده تعبیر می شوم

 

                                                          ( خط فاصله / مهران داودی

 

 


همه3
ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ آذر ،۱۳۸۸   کلمات کلیدی:
زندگی نامه شهید اسکندر چاپاتی

 

 با سلام و درود بر رهبر کبیر انقلاب اسلامی و با درود فراوان بر روان پاک شهدای اسلام، انقلاب اسلامی.
شهید اسکندر چاپاتی در سال 1345 در یکی از روستاهای دورافتاده و خانواده ای فقیر در یکی از روزهای بهاری در روستای ماسوله خانی از توابع بخش ماسال به دنیا آمد. دوران دبستان وی در همین روستا به پایان رسید و آن گاه برای ادامه تحصیل عازم شهر ماسال شد. زندگی به دور از خانواده و با تحمل مشقات همراه با رنجها و زحمتهای پدر در تأمین معاش خانواده وی را مصمم به ادامه تحصیل و دریافت مدرک دیپلم و داشتن خانواده ای که عبادت و خداپرستی و نماز حرف اول آن بود قدر مسلم نیز باید چنین فرزندانی پاک و شایسته تحویل اجتماع بدهد. در دوران انقلاب اسلامی نیز او همراه با دانش آموزان دیگر در صفوف انقلاب حضوری فعال داشت و همواره در ارشاد و راهنمایی دیگران کوشا بود. حسن اخلاق وی زبانزد خاص و عام بود وی هنگام تعطیلی مدارس به روستای خود مراجعت می کرد تا از این طریق کمکی به خانواده زحمتکش و کوچ کننده (ایلی) خود باشد و همواره در تلاش بود که مبادا دیگران از رنج وی باخبر شوند داشتن اطلاعات وسیع در زمینه های مختلف درسی از وی شاگردی نمونه ساخته بود به طوریکه پس از دریافت مدرک دیپلم و شرکت در کنکور دانشگاهها قبول شد ولی به دلایل شروع انقلاب فرهنگی دانشگاهرا رها کرده و چون جنگ نیز شروع شده بود در لباس مقدس سربازی عازم جبهه های نور علیه ظلمت شد. زندگی شخصی وی همراه با سختیهای جنگ وی را همچون فولاد آبدیده ساخت و در لباس تکاوری ارتش جمهوری اسلامی به دفاع از انقلاب اسلامی و میهن پرداخت وی در مدت چند ماه نبرد با دشمنان متجاوز بعثی و مزدوران فریب خورده گروهکها هرگز از مشکلات جنگ سخنی نزد خانواده خود به میان نمی آورد تا از این طریق دیگر به نگرانیهای آنها اضافه نکند. سرانجام پس از ماهها مبارزه و تلاش هنگامی که فقط 9 روز به پایان خدمت وی باقی مانده بود در یکی از خطوط مقدم جبهه های شهر سردشت کردستان به درجه رفیع شهادت نایل آمد و دوستان را از دیدن چهره دلنشین و معصومانه خود برای همیشه محروم ساخت. متأسفانه در هنگام شهادت وسایل شخصی شهید نیز مفقود شده و چیزی به دست خانواده اش نرسید.
روانش شاد و راهش مستدام و یادش گرامی باد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 مهر1388ساعت 17:47  توسط عاشقان شهادت ماسال  |  یک نظر

گذری بر وصیت نامه و یا زندگی نامه ی شهدای شهرمان

از آنجا که زنده نگهداشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست  بامدد گرفتن ازائمه اطهار و یاری خداوند متعال و نظرلطف  امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بر آن شدیم تا با کمک عده ای از دوستان و عاشقان شهادت شهرستان پاره ای از زندگی نامه و یا وصیت نامه ی شهدای گرانقدر را در معرض عموم قرار دهیم .تا باشد گامی به سوی ظهور ....

 

دست مدد شما بازدید کنندگان را به گرمی می فشاریم .

+ نوشته شده در  جمعه 24 مهر1388ساعت 21:34  توسط عاشقان شهادت ماسال  |  نظر بدهید

شهدا شمع محفل بشریتند

+ نوشته شده در  جمعه 24 مهر1388ساعت 21:5  توسط عاشقان شهادت ماسال  |  نظر بدهید

گرامی داشت ...

گرامی میداریم یاد و خاطر شهدای شهرمان را با یک صلوات

 

+ نوشته شده در  جمعه 24 مهر1388ساعت 21:1  توسط عاشقان شهادت ماسال  |  نظر بدهید

شهیدمهدی زین الدین

شهادت بدست ضد انقلاب
26 آبان
در سال 1338 ه.ش در کانون گرم خانواده‌ای مذهبی، متدین و از پیروان مکتب سرخ تشیع، در تهران دیده به جهان گشود. مادرش که بانویی مانوس با قرآن و آشنای با دین و مذهب بود برای تربیت فرزندش کوشش فراوانی نمود. داشتن وضو، مخصوصاً هنگام شیردان فرزندانش برایش فریضه بود و با مهر و محبت مادری، مسائل اسلامی را به آنها تعلیم می‌داد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 24 مهر1388ساعت 20:53  توسط عاشقان شهادت ماسال  |  نظر بدهید

عکسهای شهدا و....

شهدا کلید داران کعبه شیدایی اند و کعبه شیدایی کرببلاست. کلام گهربار شهدایمان باید که همیشه فراسوی راه زندگی ولایت مدارمان باشد. امید که از سربازان حضرت ولی عصر (عج)و نائب بر حقش، حضرت آقا (مدظله) باشیم .  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 24 مهر1388ساعت 20:51  توسط عاشقان شهادت ماسال  |  نظر بدهید

شهید

شهید سعید است و شهادت سعادت

 

+ نوشته شده در  جمعه 24 مهر1388ساعت 20:43  توسط عاشقان شهادت ماسال  |  نظر بدهید

دیدگاه قرآن کریم در مورد شهدا

قرآن در آیات ۱۶۹ تا ۱۷۵ سوره آل‌عمران به مقام شهیدان می‌پردازد.

 

«البته نپندارید که شهیدان راه خدا مرده‌اند بلکه زنده به حیات ابدی شدند و در نزد خدا متنعم خواهند بود .(۱۶۹) آنان به فضل و رحمتی که از خداوند نصیبشان گردیده شادمان‌اند و به آن مؤمنان که هنوز به آنها نپیوسته‌اند و بعداً در پی آنها به راه آخرت خواهند شتافت مژده دهند که از مردن هیچ نترسند و از فوت متاع دنیا هیچ غم مخورند. (۱۷۰) و آنها را بشارت به نعمت و فضل خدا دهند و اینکه خداوند اجر اهل ایمان را هرگز ضایع نگرداند .

 

+ نوشته شده در  جمعه 24 مهر1388ساعت 20:40  توسط عاشقان شهادت ماسال  |  نظر بدهید

همه2
ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ آذر ،۱۳۸۸   کلمات کلیدی:
با عرض تسلیت شهادت امام جواد (ع)

 

معجزات و کرامات

معجزه و کرامات به اذن خداوند سبحان از  نشانه های ائمه معصومین (ع) است .

نمود معجزات و کرامات ائمه اطهار(ع) از آغاز دوره امامت امام جواد(ع) به بعد در زندگی و سیره معصومین (ع) از جایگاه ویژه ای برخوردار است؛ چرا که محدودیت شدید ائمه در این دوره از سوی مخالفین و ظهور فرقه ها و نحله های گوناگون موجب گشت تا امام جواد (ع) و ائمه پس از او برای اثبات حقانیت و امامت خویش بیش از ائمه قبل، از قدرتی که خداوند سبحان در این خصوص به آنها عطا کرده بود استفاده کنند.

 

شفای چشم

محمد بن میمون می گوید : به همراه امام رضا(ع) در مکه بودم. به حضرت عرض کردم می خواهم به مدینه بروم، نامه ای برای ابی جعفر بنگار تا با خودم ببرم .امام رضا(ع) تبسمی کرد و نامه ای نوشت . به مدینه رفتم در حالیکه چشمهایم به دردی مبتلا بود . به درب خانه امام جواد (ع) رفتم، نامه را تحویل دادم . موفق غلام امام ، گفت : سر نامه را بگشا و در پیش روی امام قرار ده . این کار را کردم، آنگاه حضرت جواد (ع) فرمود : ای محمد وضعیت چشمت چگونه است ؟ عرض کردم یا بن رسول الله ، همانگونه که مشاهده می فرمایید بیمار است و نورش رفته است .

حضرت جواد (ع) دستش را دراز کرد ، بر چشمم کشید ، بیناییم چون سالمترین زمانش گشت . دستها و پاهای حضرت را بوسیدم و در حالی بازگشتم که بینایی ام را بازیافته بودم و این در زمانی بود که سن حضرت کمتر از سه سال بود.

مسندالامام الجواد (ع) ،ص117 ? الخرائج والجرائح ،ج1،ص 372  - موسوعة الامام الجواد(ع) ،ج1، ص235  - اثبات الهداه ، ج3 ،338  - بحارالانوار ، ج 50  ،ص 46 - مدینة المعاجز ،ج 7 ، ص372 ? کشف الغمة ،ج2، ص365 ? حلیة الابرار،ج4، ص540

بقیه در ادامه مطالب .....

 


ادامه مطلب


همخوانی قرآن چیست؟ تواشیح چیست؟

همخوانی قرآن چیست؟

به اجرای آیات یا سوره‌هایی از قرآن توسط گروه و به صورت قرائت تحقیق آهنگین (قرائتی که عامه مردم به آن قرائت با صوت می‌گویند) هم‌خوانی و یا جمع‌خوانی قرآن می‌گویند، قسمت انتخاب شده برای هم‌خوانی می‌تواند تقلیدی از قرائت‌های قرّاء مشهور باشد و یا خود گروه، قسمتی از قرآن را انتخاب کرده و برای آن لحنی بسازند و اجرا کنند.

هم‌خوانی قرآن نسبت به قرائت تک نفری آیات دو برتری دارد، یکی زیاد شدن قوت و قدرت صدا و دیگری زیباتر شدن تلاوت جمع‌خوانی به سبب زیاد شدن قدرت و قوت صدا؛ به طور معمول گروه‌های تواشیح در ایران تا حدودی نیز بر کار هم‌خوانی تسلط دارند، التبه نباید فراموش کرد که گروه‌هایی مختص به امر هم‌خوانی قرآن نیز وجود دارد.

نوعی دیگر از هم‌خوانی یا جمع‌خوانی قرآن، قرائت یک نفر و تکرار جمعیت است که بیشتر جنبه آموزشی داشته و در جلسات و کلاس‌های قرآنی کاربرد دارد و کاری حرفه‌ای محسوب نمی‌شود، در این گونه هم‌خوانی ممکن است هماهنگی پایینی در حین اجرا وجود داشته باشد، زیرا افراد از قبل بر روی قرائت آن قسمت و به صورت جمعی، کار و تمرین نکرده و با یکدیگر هماهنگ نشده‌اند و باید به محض شنیدن از قاری، آن قسمت را تکرار کنند، مسلماً همان گونه که پیداست، هنگامی که از گروه هم‌خوانی نام می‌برند، تنها هم‌خوانی نوع اول به ذهن می‌آید.

گزارش از: سید جاسم موسوی

منابع:

1. سایت گروه تواشیح ثقلین اهواز

2. مجله قرآنی بشارت

تواشیح چیست؟

تواشیح هنری است دینی که از ترکیب دو هنر شعر و موسیقی تشکیل شده است .

بنابراین دو تعریف مجزا دارد :

1_ تواشیح از حیث نغمات و موسیقی

 2ـ تواشیح از حیث شعر و ادب

قبل از توضیح و تعریف موارد فوق ابتدا با ریشه واژه  تواشیح و موشحات از نظر لغوی و وجه تسمیه آنها آشنا می شویم ، تواشیح جمع کلمه توشیح است یا وشاح و موشحات جمع کلمه (مُوَشح) که از ریشه (وشح) به معنای آراستن است و به دو بندی که با نگینهائی از لؤلؤ و جواهرات قیمتی مرصع شده باشد و زنان به جهت زیبایی بر گردن می بندند اطلاق می شود و نیز به نوعی شعر از حیث وزن و عروض هم گفته می شود . تواشیح کلمه ای است عربی و هیچ ریشه ای در زبانهای دیگر ندارد .

امّا از حیث کاربردی و اصطلاح عام : تواشیح آواز دینی است که موضوعات آن یا دعائی است و یا در مدح حضرت رسول (ص) و ائمه اطهار (علیهم السلام) ، زبان آن عربی است و اغلب بدون همراهی ساز است ، دارای تکخوان است و گروهی که با آن همراهی کنند که به (بطانه) معروفند، مملو از هنرهای زیبای تنغیمی است و عموماً ریتمیک است .

موشح و موشحات : اصولاً به یک مکتب موسیقی مستقل در موسیقی عرب اطلاق می شود که در اندلس نشأت گرفته بود و اعم از تواشیح است چرا که شامل اشعار غیر دینی هم می شود ، پس هرگاه بگوئیم موشحات ممکن است تواشیح باشد و ممکن است نباشد اما با همان قالب لحنی و شعری.

» نکته : به شاعر و مؤدی تواشیح «وشاح»گفته می شود .

تواشیح به چه معنا است؟

تواشیح در لغت، یعنی زینت و آرایش؛ نقل شده است که جنگجویان عرب در زمان‌های قدیم، زره و غلاف‌های شمشیرهایشان را که آراسته به نگین‌های رنگارنگ بود، مُوَشَّح (آرایش شده) می‌نامیدند و بعضی گفته‌اند به همین دلیل به نوعی شعر که از نظر وزن، مضمون و محتوا، شادتر و جذاب‌تر از اشعار دیگر است، مُوَشَّح گفته می‌شود.

http://tavashihmasal.blogfa.com

آموزش نغمات با صدای استاد مصطفی اسماعیل

همراه با ۱۲ ساعت قرائت تحقیق استاد مصطفی اسماعیل 

... و ۹ساعت قرائت تحقیق استاد شحات محمد انور و

 



زندگینامه استاد محمد صدیق منشاوی

 زندگینامه استاد محمد صدیق منشاوی

 

زندگینامه استاد محمد صدیق منشاوی

زمانی که زندگی قاریان مشهور جهان را مرور می کنیم ، نامی آشنا دیدگان را به خویشتن خیره می سازد . نامی که رسالت قاریان قرآن را در خاطره ها جاودانه می سازد .شهید القراء نامی است که بی شک هر عاشق قرآنی را بر آن گذر افتاده است . نامی که عاشقان قرآن بارها و بارها برآن درنگ کرده و از خویشتن پرسیده اند که : محمد صدیق از چه رو بدین نام ملقّب گردیده است ؟ مردی که تلاوتهای زیبایش پس از گذر سال ها ، هنوز زینت بخش محافل و مجالس است . مردی که مقلّدان بیشمار از خویش بر جای گذاشته است .

اگر بخواهیم محمد صدیق را بهتر بشناسیم ، شاید بهتر آن باشد که ....

 

مشاهده و دانلود در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب


گروه تواشیح بقیه الله (عج) - اجرا در مراسم یادواره شهدای شاندرمن

 

جهت استفاده علاقه مندان به تواشیح متون زیبا و جالب در این وبلاگ به نمایش گذاشته خواهد شد.

متن  تواشیح    یَا رَبِّ عَرِّفْنا حَقیقَه الأمْرِ ....

یَا رَبِّ عَرِّفْنا حَقیقَه الأمْرِ

 وَاهْدِنَا الْعُمْرَ صَبْراً عَلی صَبْرِ

یَصُونُ الِْانْسَانَ الِْایمَانُ         یَـحْفَظُ الانْسَانَ القُرآنُ

دَوْماً مِنَ الْشَّرِ

لَکَ قَلْبی یَا اِلَهی یَلْتَجی فی کُلِّ حینٍ

أنْتَ مَقْصُودی وَ حَسْبی یا إلَهَ الْعَالَمینَ

      رَبَّنا إیّاکَ نَعْبُدْ وَ إیّاکَ نَسْتَعینُ

                    أنْتَ غَفّارُ الْذُّنُوبِ کُلَّهَا حَقَّ الْیَقینِ

یَا سَمیعَ لِدُعائی أنْتَ لِلْقَلْبِ حَبیبُ

یَا مُجیبَ لِنِدَائی أنْتَ لی نِعْمَ الْمُجیبُ

 مشاهده و یا دانلود متن در ادامه مطب ....
ادامه مطلب



← صفحه بعد